۱۳۸۹ آبان ۱, شنبه

اسباب کشی

سلام به همگی! من عاقبت از دست بلاگر خسته شدم و به بلاگ ها اسباب کشی کردم.

ناگفته های یک بلوط

لطفا آدرس وبلاگ اینجانب رو در لینکستان مبارک تغییر بدین :دی
با تشکر فراوان

۱۳۸۹ مهر ۲۵, یکشنبه

بلوط بازی میکند!

از بازی وب فا و نینا خوشم اومد گفتم منم بازی کنم!
چیزهایی که شما درباره من نمی دونین!

1هیچوقت با ورزش میونه خوبی نداشتم...البته نرمش و ایروبیک دوست دارم ولی ورزشهای دیگه رو نه! همیشه توی مدرسه نمره ورزشم از بقیه نمره هام کمتر بود مگه اینکه معلم دلش به حالم می سوخت و به خاطر بقیه نمره هام نمره ورزشم هم زیاد می کرد!!!
2 آدم به شدت ترسویی هستم. با وجودی که خیلی سعی می کنم در همه موارد ترس رو از خودم دور کنم ولی در کل جرات و جسارتم کمه متاسفانه.
3 برای دوستام احترام و ارزش خاصی قائلم و خیلی دوستشون دارم ولی در عین حال باهاشون رکم... اگه ببینم دوستی جایی داره اشتباه میکنه با نیت صادقانه بهش میگم... در عین حال از دوستام خیلی بیشتر از بقیه انتظار دارم. دوست خوب کسیه که ببخشه نه اینکه کینه به دل بگیره....
5هرگز به عمرم به کسی حسادت نکردم... شاید بهش غبطه خورده باشم ولی حسادت هرگز...
6مرتضی فسقلی(برادرزاده ام) رو خیلی خیلی دوست دارم!
7هرخوراکی که مغذی باشه متاسفانه دوست ندارم وبرعکس عاشق هله هوله و آت و آشغالایی هستم که هیچ فایده ای برای بدن ندارن!
8زیادی حساسم و کوچکترین موضوع رو توی سرم بزرگ میکنم و انقدر بهش فکر میکنم که دیگه اعصابی برام نمی مونه!
9 خیلی عجولم....خیلی خیلی زیاد!
10 برخلاف ظاهر مهربونم اخلاق آتشی و تند مزاجی دارم...و این خیلی خیلی بده. به خاطر همین اخلاق تندم هم همیشه در عذاب وجوان به سرمی برم...چون باعث ناراحتی اطرافیانم میشم...

همه تون رو به این بازی دعوت می کنم! :)


۱۳۸۹ مهر ۲۰, سه‌شنبه

Father & Son


آبرنگ_ تابستان 89

۱۳۸۹ مهر ۱۴, چهارشنبه

سینه گنجینه محبت اوست...


دل سراپرده ی محبت اوست

دیده آیینه دار طلعت اوست


من که سر در نیاورم به دو کُون

گردنم زیر بار منت اوست


تو و طوبی و ما و قامت یار

فکر هرکس به قدر همت اوست


گرمن آلوده دامنم چه عجب

همه عالم گواه عصمت اوست


من که باشم در آن حرم که صبا

پرده دار حریم حرمت اوست


بی خیالش مباد منظر چشم

زان که این گوشه جای خلوت اوست


هر گل تو که شد چمن آرای

زائر رنگ و بوی صحبت اوست


ملکت عاشقی و گنج طرب

هرچه دارم ز یمن همت اوست


من و دل گر فدا شدیم چه باک

غرض اندر میان سلامت اوست


فقر ظاهر مبین که حافظ را

سینه گنجینه محبت اوست....

۱۳۸۹ مهر ۱۰, شنبه

مسافرهای من، خدا پشت و پناهتون...

مامان اینا پنجشنبه ساعت 1 و نیم بعد از نصف شب بعد از 12 ساعت تاخیر بالاخره راهی عتبات عالیات شدند. طفلکی ها تموم این مدت توی فرودگاه بودن. اطلاعات پرواز ایران میگفت هیچ خبری از پرواز اون طرف مرز نداره و به خاطر همین مسافرها توی این مدت هیچکدوم به خونه هاشون برنگشتن. تازه آخرش هم به نجف نرفتن و هواپیمایی که قرار بود از نجف بیاد از بغداد اومد و مسافرها رو با خودش برد . بعد ، از بغداد با اتوبوس به سمت نجف حرکت کردن. خودمونیم ، همین اول سفرشون اینقدر خسته شدند! ولی امیدوارم در ادامه راحت تر باشن.
امروز هم قرار بوده که مسجد کوفه بروند... همش توی ذهنم اونا رو توی اون فضاها تصور می کنم. وقتی اون طرفها رفته باشی راحت تر می تونی توی ذهنت مجسم کنی... بعیدم نیست یه وقت منو اونجا ببینن!!! میدونین کسی که در مسجد کوفه نماز بخونه ، اون دنیا وقتی که قیامت میشه ، مسجد کوفه به صورت جوان خوبرویی ظاهر میشه و اونو پیش خدا شفاعت می کنه...ضمنا کوفه جاییه که امام زمان(عج) بعد از ظهورشون اونجا رو مقر حکومتشون قرار میدن... خلاصه که کوفه شهر خیلی مقدسیه... اینا رو گفتم تا به معلومات دینی تون اضافه بشه! :دی
تو این مدتی که نیستن برای خودم هزارتا برنامه ریختم تا وقتی که برگردن با یک بلوط کاملامتفاوت روبرو بشن!!! ها ها ها!

۱۳۸۹ مهر ۵, دوشنبه

باد پاییز...


ای باد های پاییزی مرا با خود ببرید..... یک جور مزخرفی دلتنگم. اخلاقم هم ... شده! هیچ دلیل منطقی هم ندارم!

بعدا اضافه شد: دیروز بعد از تفکر بسیار فهمیدم به افسردگی فصلی دچار شدم!!! خیلی عجیبه واقعا... برعکس همه که عاشق پاییزن من همیشه توی این فصل عزا می گیرم :(

۱۳۸۹ شهریور ۳۱, چهارشنبه

May it be...


May it be an evening star
Shines down upon you
May it be when darkness falls
Your heart will be true
You walk a lonely road
Oh! How far you are from home

Mornie utúlië (darkness has come)
Believe and you will find your way
Mornie alantië (darkness has fallen)
A promise lives within you now

May it be the shadows call
Will fly away
May it be you journey on
To light the day
When the night is overcome
You may rise to find the sun

Mornie utúlië (darkness has come)
Believe and you will find your way
Mornie alantië (darkness has fallen)
A promise lives within you now

A promise lives within you now

این آهنگ زیبا و با احساس رو که Enya برای فیلم ارباب حلقه ها خونده می تونید از اینجا دانلود کنید

۱۳۸۹ شهریور ۲۴, چهارشنبه

بارون بارونه...



اینجا دیشب یک بارون اساسی بارید و حسابی ما رو کیفور کرد! امروز صبح هم هنوز هوا ابریه و فوق العاده سرد. هوای مشهد واقعا عجیب ترین هواییه که تا به حال دیدم. چند روز پیش انقدر گرم بود که کولرها رو روشن می کردیم ولی دیشب به قدری سرد شده بود که حسابی لرزیدیم و فکر کردیم اشتباها در اواسط آبان ماه قرار گرفتیم!
امروز به خاطر حس و حال بارونی که داشتم خواستم شعری پیدا کنم که با حال و هوام تناسب داشته باشه. خلاصه اومدم برم توی سایت " آوای آزاد" که دیدم ای بابا...اینم که فیلتر شده!!!!!! واقعا برام قابل هضم نیست سایت شعر چه مشکلی می تونه داشته باشه که فیلتر شده؟؟؟ ولی من که از رو نمیرم! از فیلتر شکنی که جینی بهم داده بود استفاده کردم و تونستم سد فیلتر رو بشکنم و فاتحانه وارد سایت بشم.
حالا نکته جالب اینجاست که بعد از کنکاش و جستجوی فراوان بازم نتونستم یک شعر بااحساس بارونی پیدا کنم! یعنی واقعا هیچ شاعر گرانقدر ایرونی وجود نداشته که درباره بارون شعر بگه؟؟؟
از دوستان عزیز تقاضا میشود لطفا اگه شعر بارونی قشنگی سراغ دارند توی صفحه کامنت ها بنویسند تا باور کنم شعر بااحساس بارونی هم به زبان پارسی سروده شده وگرنه مجبور میشم به زبان نامانوس اجنبی ها متوسل بشم! :دییییییی!

۱۳۸۹ شهریور ۲۳, سه‌شنبه

I don't wanna say goodbye



۱۳۸۹ شهریور ۱۵, دوشنبه

باد در شاخه های بید